تولدت مبارک عزیز 5 ساله من
بعضی روزها چقد خاص و ماندگارند .چقدر همیشه زنده و جاری ند .
مثل روزی که برای اولین بار و در سی سالگیم مادر شدم ! در ناباوری محض ! در گیجی تمام . و چه کسی میداند من از عوارض داروهای ضد فشار خونم اینگونه بودم یا بهت زودتر از موعد دیدن آیلار . در باورم نمیگنجید که باید یکماه زودتر بدنیا بیاید ! شکم زیاد از حد بزرگم را در آغوش کشیدم و گفتم نه ! هنوز خیلی کوچک است دخترم ، آمادگی دیدن دنیا را ندارد ! ولی به اجبار با ترس از فشار خون بالایم ، به اتاق عمل رفتم و فرشته ی 3200 گرمیم را دیدم و مادر شدم .
مادر فرشته ای آرام و معصوم ، مادر آیلار ....
و امروز پنج سال از آن روز میگذرد و من ، مادر آیلار 5 سالگیش را به شادی نشسته ام .به امید روزهای خوش و شاد برای تو آیلار
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولدت مبارک عزیز 5 ساله من 

